بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > تاریخ اندیشه اقتصادی (3)؛ افلاطون، ارسطو و حدّ وسط در زندگی اخلاقی

تاریخ اندیشه اقتصادی (3)؛ افلاطون، ارسطو و حدّ وسط در زندگی اخلاقی


 تاریخ اندیشه اقتصادی (3)؛ افلاطون، ارسطو و حدّ وسط در زندگی اخلاقی

‌در سال ۵۹۴ قبل از میلاد سولون، دولت‌مرد و قانون‌گذار آتنی، اصلاحاتی انجام داد که سرمایه‌گذاری تجاری را ترویج می‌کرد. با اقدام او آتن به چنان رشد اقتصادی‌ای دست یافت که قرن‌ها بود شاهد چنین سطحی از ثروت نبود. اما آنچه در پی این رشد اتفاق افتاد طاعون و جنگ و نهایتا از‌دست‌رفتن استقلال سیاسی به واسطه‌ی ظهور اسکندر مقدونی بود. آتن به یک دوره‌ی بی‌ثباتی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی سقوط کرد. افلاطونِ فیلسوف و شاگردش ارسطو در واکنش به این زوال به این نتیجه رسیدند که جست‌و‌جوی سود از برای سود با قوانین طبیعت سر ناسازگاری دارد و فرجامش جنگ و بی‌عدالتی است. در عوض افراد باید بکوشند به یک وضع باثبات دست یابند که در آن آدم‌ها از یک سطح معقول از زندگانی برخوردارند. این به‌واقع کاربرد اقتصادی مفهوم «حد وسط» بود: یعنی حدّی میان دو سر طیف افراط و تفریط.
هم ارسطو و هم افلاطون رشد اقتصادی را خطری برای جامعه می‌دیدند. خصیصه‌ی دولت آرمانی افلاطون مالکیت عمومی دارایی‌‌ها بود. افلاطون طرفدار تخصصی‌شدن کارها نیز بود، نه بدین‌منظورکه به رشد اقتصادی دست یابد، بلکه برای دست‌یابی به یک زندگی معقول با کمترین زحمت. او تجارت بین‌المللی را ناپسند می‌شمرد، زیرا تجار سود را از برای سود می‌جستند و رسوم بیگانه‌ی خطرناکی را وارد کشور می‌کردند که می‌توانست به ثبات اجتماعی لطمه وارد کند. 
ارسطو، معلم اسکندر مقدونی، با اشاره به افسانه‌ی شاه میداس و لمس طلایی‌اش معتقد بود که پول نباید یک هدف باشد، بلکه باید وسیله‌ای برای نیل به هدف باشد و فقط برای کسب کالاهای لازم مورد استفاده قرار گیرد. بدین‌سان او تجارت خرده‌فروشی را به دلیل غیرطبیعی‌بودن منع می‌کرد. به ‌گمان ‌او، تاجران خرده‌فروش کسب پول را یگانه هدف خود قرار می‌دهند و با فروختن کالاهای تولیدشده توسط دیگران هیچ محصول سودمندی تولید نمی‌کنند. ارسطو به دلایلی مشابه ربا را—که در این دوران قرض‌دادن پول با هر نرخ بهره‌ای تعریف می‌شد—نیز منع کرده بود.
به مدت دو هزاره میل به نائل‌شدن و ماندن در این حدّ وسط اقتصادی بر اندیشه‌ و عمل اقتصادی تاثیر گذاشت. اما با آغاز فرایند دولت‌-ملت‌سازی در سده‌ی شانزدهم میلادی و ظهور انگیزه‌های اقتصادی ملازمش در جهت رشد، این وجه از اندیشه‌ی یونانی به نفع یک رویکرد پویاتر که نویدبخش غنابخشیدن شهروندان و هم دولت بود، کنار گذاشته شد.

منبع:

Medema, Steven G, The Economics Book: From Xenophon to Cryptocurrency, 250 Milestones in the History of Economics, Union Square & Company, 2019


کلمات کلیدی: اندیشه اقتصادی، تاریخ اقتصاد، افلاطون، ارسطو